خرید بک لینک

آه ای چشم سیاهی که سرآمد هستی

با منِ عاشق بیچاره، چرا بد هستی؟

برسرِ قلب مَنِ خانه خراب از اول

بانی و باعث هرچیز که آمد هستی

دیدنت وسوسه انداخته در خلق خدا

شک ندارم که نظرکرده ی ایزد هستی

مات و مبهوت، زبان همه بند آمده است

بس که توصاحب زیبایی بی حد هستی

توهمانی که پس ازشدت تنهایی و رنج

با تو آرامشی ازعشق، می آید هستی

همه قاعده ها با تو به هم می ریزد

بی جهت نیست که اینگونه زبانزد هستی

درمن و قصه دلدادگی ام شکی نیست

تو هنوزم که هنوز است مردد هستی....

برچسب: نویسنده: روژان اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 21:37

صفحه بندی